أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

562

آثار الباقيه ( فارسى )

هر وقت كه ماه با ستاره و يا با ستارگانى كه منزله بدانها شناخته مىشود مقارن گردد و نسبت داده شود مىگويند . « كالح القمر مكالحه » و اين امر را مكروه و ناپسند مىدانند و چون ماه در سير خود شتاب كند و از منزله تجاوز نمايد و يا دير به منزل رسد بقسمى كه در ميانه دو منزل آن را ببينند مىگويند ماه از منزل خود عدول كرد و اين را پسنديده مىشمارند . برخى از اين فرجه‌ها به نامى جداگانه خوانده مىشوند مانند فرجهء ميان ثريا و دبران كه آن را ضيقه مىگويند و تازيان ضيقه را نحس و مشئوم مىدانند و بدين واسطه اين فرجه را ضيقه گفتند كه به تندى غروب مىكند ، زيرا ميان درجهء غروب ثريا و درجهء غروب دبران شش درجه است در فلك البروج و هفت درجه است در معدل النهار بطور تقريب . برخى از علماء كه در علم انواء كتابى تأليف كرده‌اند گفته‌اند كه ضيقه بيست و يكمين و بيست و دومين ستاره از ستارگان ثور است كه عرب اين دو را كلب دبران مىگويند و اين گفتار ناصواب است . گاه مىشود كه ماه از هنعه راه را كوتاه مىكند و در تحائى نازل مىشود و تحائى چهاردهمين و پانزدهمين و شانزدهمين ستارهء از ستارگان دو پيكر است . و جمعى ديگر گفته‌اند كه تحائى همان هقعه است و برخى مىگويند كه غير از آن است و گاه اتفاق مىافتد كه ماه در سير خود راه را كوتاه كرده و در عرش سماك كه دسته‌اى از تازيان عجز الاسد گويند نازل مىشود و عجز الاسد سومين و چهارمين و پنجمين و هفتمين ستاره از ستارگان غراب است . گاهى از محاذات شوله ماه راه را كوتاه كرده و با برخى از بندهاى دم برج كژدم محاذى مىشود . گاهى چنن اتفاق مىافتد كه ماه از بلده راه را كوتاه مىكند و در قلاده كه جمى آن را ادحى نامند نازل مىشود و آن نهمين و دهمين و يازدهمين و دوازدهمين و سيزدهمين و چهاردهمين ستارهء از ستارگان رامى است و برخى از علما